تبليغاتX
گفتن آزاد - از مرگ ...

از مرگ ...

احمد و آیدا

هرگز از مرگ نهراسيده‌ام
اگرچه دستان‌اش از ابتذال شکننده‌تر بود.
هراس ِ من ــ باري ــ همه از مردن در سرزميني‌ست
 

که مزد ِ گورکن
 

 

 

از بهاي ِ آزادي‌ي ِ آدمي
 

 

 

افزون باشد.
 

جُستن
يافتن
و آن‌گاه
به اختيار برگزيدن
و از خويشتن ِ خويش
باروئي پي‌افکندن ــ
 

اگر مرگ را از اين همه ارزشي بيش‌تر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسيده باشم.
 

احمد شاملو - آیدا در آینه دي ِ ۱۳۴۱

+ نوشته شده توسط دوستدار در شنبه سی ام خرداد 1388 و ساعت 15:25 |
Molananews.com





Powered by WebGozar

Click for تهران, Iran Forecast

<