
به کجا رسیده ایم؟
پریمان ترسان و لرزان گیسوان شانه میزند.
درخت بیدمان تنهاست، اما شاد و پر امید چشم به راه ستاره ای است.
همه ما، عمو یادگارهایی دل چرکینایم و ناآگاه از هشیاری و مستی...
اما خوشحالم که "آخرش یه شب ماه میآد بیرون..."
با یاد ف.مهراد
+ نوشته شده توسط مسافر در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 و ساعت
9:29 |



