۶۱/۰۱/۱۰ه.ق، تقابل دو سپاه. و تو چه خوش بين بايد باشي كه بتواني ياران حسين را در مقابل دهها هزار نيروي يزيد و يزيديان سپاه به حساب بياوري. و اين كدامين قسم از اقسام تقابل است؟
نميخواهم به شرح حادثه بپردازم؛ مقصود از اين نوشته بيدار كردن دلهايي است كه گذشت ۱۴۰۰ سال از اين واقعه را دليل موجهي ميدانند براي فراموش كردن آن و نميدانند كه كوبيدن آب در هاون سودي ندارد...!
حسين عليه السلام يك هدف داشت و آن هدفي بود كه امامان پيش از او نيز به طُرق ديگر در پي آن بودند؛ زنده نگه داشتن درخت اسلام. و چه باغباني بهتر از حسين براي آبياري درخت دين با خون پاك خود؟! حال كه هزار و چهارصد سال از آن واقعه ميگذرد كدامين دليل بر يادآوري آن پافشاري ميكند؟
بيا به كوفه و كربلا برويم. كدامين عقلِ عاقل قبول دارد كه حسين؛ علي اكبر، علي اصغر، ابالفضل را با شهد شيرين شهادت سيراب كند تا به حكومت دست يابد؟ گو كه حكومت جامعه اسلامي حق حسين بود ولي مگر حسين جز تثبيت حكومت اسلامي براي آيندگان هدف ديگري نيز داشت؟ و مگر تثبيت اين خواسته جز با ياداوري آن و زنده نگه داشتن ياد و خاطرهي شهداي سپاه حسين امكان پذير است؟ حال آنكه مسيحيان نيز در كليساي خود سالگرد به صليب كشيده شدن مسيح عليه السلام را كه خود به آن اعتقاد دارند برگزار ميكنند و يادآوري آن ماجرا را دليلي براي از ياد نرفتن مسلك و ارزشهاي خود ميدانند و تو خود ميداني كه ما به صليب كشيده شدن مسيح را معتقد نميباشيم.
با اين وجود آيا يادآوري حادثهاي كه در تمامي اديان بر صحت آن مهر تائيد خورده كاري است بيهوده؟ و چه غير عاقلانه حرف ميزند آن وابسته به جناح شيطان: « يادآوري و عزاداري براي حسين موجب ميشود كه در نظر اديان ديگر اسلام دين خشونت طلب جلوه كند.»
قضاوت با تو...!
+ نوشته شده توسط پر پرواز در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت
11:7 |