تبليغاتX
گفتن آزاد

سلام به همه دوستان

با توجه به علاقه‌اي كه در نتايج جستجوها نسبت به استاد گرامي " استاد حسن رهبرزاده " مشهود بود تصميم گرفتم تا با درخواست توفيق الهي بوسيله ارائه اشعار مذكور در ديوان آن بزرگوار قطره‌اي به كام جويندگان معارف از دامان استاد رهبرزاده بريزم.

بيان اين نكته مناسب به نظر مي‌رسد كه اشعار فوق‌الذكر - همانگونه كه در شناسنامه ديوان آمده‌است و آن استاد گرامي نيز به بنده فرمودند - از الهامات روحي بوده و خود مصدر آن نيستند.

انتخاب اشعار فعلا بر مبناي خاصي صورت نمي‌گيرد و اميدوارم مناسب‌ترين ها در انتخاب آيد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حكمت گيتي

مرغ شب ، خوابيد و ، بعد از نيمه شب ، بيدار شد

شعله هاي عشق سوزان، دردلم بسيار شد

شمع كافوري تمامي، تا نخِ آخر بسوخت

چشم من بيدار و ، دائم در پي اسرار شد

گرد شمع افتاد ، صد پروانه ، از رنگي به رنگ

جمله در آتش شدند و ، تن فداي يار شد

نيمه شب آگه شدم ، از راز عشق و دلبري

بهر دل ، آتش به تن زد ، جانب گلزار شد

رفته او ، اندر رهي ، تا سوزد اندر راه خويش

تن فكند در شعله ، تا روحش ره خمّار شد

آفرين گفتم ، برآن عشقي ، كه آمد از وجود

در جهان از تن گذشت و ، در پي دلدار شد

اختلاف عشق ما ، با او ، هزاران فرسخ است

غير سوداي بتان ، كي كس پي هشيار شد؟

هر كه عشقش با زبان گويد ، به دل پروانه نيست

عشق ظاهر را به صدها حيله و كردار شد

گه شود ليلي ، به نزد عاشقي مجنون صفت

يا به ظاهر ، از فراق دلبرش ، بيمار شد

تا كه خواهد ، عاشق از دلداده‌اش ، قلب رقيب

بهر آن ديدي كه يك شب بر سر بازار شد

بعد چندي ، آتش سوزان ، شود خاكستري

هر يك اندر عشق خود ، از ديگري بيزار شد

بارالهي ، چون شود اين مردمان بي ثبات

همچو آن پروانه ، عاشق با همه افكار شد

جانم آمد بر لبم ، ناگفته از بهر چيست ؟

نطق گوهر بارم ، از عزلت چنين پربار شد

ديده رهبر ، فرق عشق و عاشقي در عمر خويش

از عجايب حكمت گيتي ، كنون بيدار شد

 

"حكمت گيتي " از ديوان اشعار "استاد حسن رهبرزاده " صفحه 231.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط دوستدار در دوشنبه بیستم آبان 1387 و ساعت 16:40 |



بنام خداوند بخشاینده مهربان

با سلام،

 

با احترام داستانی دیگر از [کتاب سوپ جوجه برای روح] جهت استحضار شما عزیزان تقدیم میدارم.

باشد که انشااله همیشه سلامت و شاداب باشید.

                                                                          مهر طلب
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهرطلب در دوشنبه سیزدهم آبان 1387 و ساعت 16:8 |



بنام خداوند بخشاینده مهربان

با سلام،

 

با احترام داستانی دیگر از [کتاب سوپ جوجه برای روح] جهت استحضار شما عزیزان تقدیم میدارم.

باشد که انشااله همیشه سلامت و شاداب باشید.

  مهر طلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهرطلب در شنبه سی ام شهریور 1387 و ساعت 16:6 |
سوپ جوجه برای روح

معنای فرزند خواندگی



 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهرطلب در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 و ساعت 11:27 |


بنام خداوند بخشاینده مهربان

با سلام،

 

با احترام داستانی دیگر از [کتاب سوپ جوجه برای روح] جهت استحضار شما عزیزان تقدیم میدارم.

باشد که انشااله همیشه سلامت و شاداب باشید.

  مهر طلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهرطلب در شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت 18:20 |

درود بر دانایان توانگر

قریب به بیست و پنج سال پیش دانایی دور از دیار قرارداده شده برای ره نمایی کودکی، سخنانی را نگاشت ، مطالعه همراه مداقه آنرا به همه عزیزان پیشنهاد می نمایم.

نصايح

نور چشم عزيزم ...    ...

از برخورد مودبانه شما ، حسن اخلاق و ذكاوت شما شاد و مسرور گرديدم ضمن دعاي طول عمرتان آرزوي توفيق و خوشبختي شما را مي نمايم و بشما توصيه مي نمايم كه اوقات خود را بيشتر صرف مطالعه و كسب اخلاق نماييد . هميشه خدا را بخاطر داشته ، از پدر و مادرت اطاعت كنيد با افراد بد جنس رفاقت مكن سعي كنيد حتي با شوخي هم كه باشد دروغ نگوييد شخصيت آدم با دروغگويي نابود مي شود . شخصيت مرد در گرو فعاليت و كوشش و صداقت و اخلاق اوست سعادت انسان بستگي به ايمان او دارد نه كثرت مال و اولاد و مقام زيادند كساني كه مال و اولاد مقام دارند ولي بدبخت مي باشند اين كلمات را بعنوان يادگار بشماي عزيز و مودب اهدا مي نمايم و بخدات مي سپارم.

حسن زاده مهابادي           

 

توانا بود هر كه دانا بود          به دانش دل پير برنا بود

+ نوشته شده توسط دوستدار در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 0:9 |

 

رازهای عشق

روز سی و یکم

(آخرین روز)

 

راز عشق در استواری است. در فصول مختلف زندگی، عشق تان را مانند کوه بلندی استوار، مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید که همه ستارگان گسترده زمان و فضا به دور آن گردش کنند.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 و ساعت 9:57 |

 

رازهای عشق

روز سی ام

 

راز عشق در این است که به محبوب تان قدرت و آرامش بدهید و از او قدرت و آرامش دریافت کنید، اما نه با اصرار.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت 17:18 |

 

رازهای عشق

روز بیست و نهم

 

راز عشق در این است که با زمانه کنار بیایید. مایع عشق تان را طوری نگه دارید که بتوانید گودال هایی را که زندگی پیش پایتان می گذارد، پر کنید.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 و ساعت 18:0 |

 

رازهای عشق

روز بیست و هشتم

 

راز عشق در این است که در هر فرصتی کنار یکدیگر آرام بگیرید، باهم تنها باشید و افکارتان را با یکدیگر درمیان بگذارید. لازم نیست برای سرگرم شدن حتما از محرکات خارجی استفاده کنید. قرار بگذارید بیشتر باهم تنها باشید، تا بتوانید خودتان باشید.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت 17:14 |

رازهای عشق

روز بیست و هفتم

 

راز عشق در ایجاد تنوع در زندگی است. نگذار که روزمرگی ها مثل سیم های کوک نشده ساز نغمه زندگی عاشقانه تان را به نوایی غم انگیز تبدیل کند.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 و ساعت 17:33 |

رازهای عشق

روز بیست و ششم

 

راز عشق در آن است که جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی، جاذبه نیروی لطیف و نافذ است که از دیگری دریافت می کنی. این نیرو تنها با بخشش رشد می کند.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در دوشنبه بیستم خرداد 1387 و ساعت 9:8 |

رازهای عشق

روز بیست و پنجم

 

راز عشق در مراعات حال دیگری است. هر قدر ملاحظه حال دیگران را می کنی، کسی را که دوست داری بیشتر ملاحظه کن.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 11:18 |

 

رازهای عشق

روز بیست و چهارم

 

راز عشق در این است که به دیگری لذت ببخشی ولی عشق را برای لذت نخواهی. زیرا عشق حقیقی هوی و هوس نیست. هر چه نفس قوی تر باشد، تقاضاهایش بیشتر می شود و هر چه تقاضاهای نفس قوی تر باشد، خودپرستی را در تو بیشتر تقویت می کند و عشق چهره واقعی خود را در ملایمت و مهربانی آشکار می کند، نه در لذت جویی.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 14:33 |

 

رازهای عشق

روز بیست و سوم

 

راز عشق در این است که محبت تان را بسط دهید تا تبدیل به عشق واقعی میان دو انسان شود. سپس آن عشقی را که دست پرورده پروردگار است بسط دهید، تا بشریت و کل مخلوقات را دربر گیرد.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 10:7 |

 

رازهای عشق

روز بیست و دوم

 

راز عشق در این است که در وجود یکدیگر عاشق خدا باشید تا همواره علی رغم همه اشتباهات، تشنه رسیدن به کمال باشید. چرا که بشر همواره علی رغم موانع فراوان، سعی می کند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در یکشنبه پنجم خرداد 1387 و ساعت 23:7 |

 

رازهای عشق

روز بیست و یکم

 

راز عشق در آرامش است. زیرا آرامش باعث تکامل عشق می شود. عشق، هوای نفس و احساست شدید نیست. عشق انسانها نسبت به یکدیگر بازتابی از عشق ازلی است و خداوند آرامش کامل است.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در جمعه سوم خرداد 1387 و ساعت 11:37 |

 

رازهای عشق

روز بیستم

 

راز عشق در این است که باورها، آرمان ها و اهدافتان را با یکدیگر در میان بگذارید.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در پنجشنبه دوم خرداد 1387 و ساعت 13:3 |

 

رازهای عشق

روز نوزدهم

 

راز عشق در این است که وقتی پیشنهادی به نظرت می رسد، به نیاز خودت برای بیان آن فکر نکنی. بلکه به علاقه دیگری به شنیدن آن فکر کنی. اگر لازم بود، حتی ماه ها صبر کن تا آمادگی شنیدن آنچه را می خواهی بگویی پیدا کند.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 17:31 |

 

رازهای عشق

روز هجدهم

 

راز عشق در این است که هیچکدام خود را معلم دیگری ندانید. به عبارت دیگر از اینکه می توانید از یکدیگر یاد بگیرید، سپاسگزار باشید.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:47 |

 

رازهای عشق

روز هفدهم

 

راز عشق در این است که هنگام سوء تفاهم، فقط به این فکر نکنی که طرف مقابل چه طور ناراحت کرده است. در عوض به راه حلی فکر کنی که در آینده از بروز سوء تفاهمی مثل آن جلوگیری کند.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:15 |

 

رازهای عشق

روز شانزدهم

 

راز عشق در این است که شریک زندگی ات را در چارچوبی که خودت می پسندی حبس نکنی. عیبجویی باعث تباهی می شود. همه چیز را همان طور که هست بپذیر، تا هر دو شاد باشید. قانون طلایی این است: نقاط قوت را تقویت کن، و ضعف ها را تنه قویت کن، نه تقبیه. هرگز سعی نکن با سوزاندن، جلوی خونریزی زخم را بگیری.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:35 |

 

رازهای عشق

روز پانزدهم

 

راز عشق در این است که حس تملک را از خود دور کنی. در حقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی شود. شریک زندگیت را با طناب نیاز نبند. گیاه هنگامی رشد می کند که آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده کند.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:22 |

 

رازهای عشق

روز چهاردهم

 

راز عشق در این است که از یکدیگر انتظارات بیجا نداشته باشید، زیرا نقص همواره جزء لاینکف بشر است. ذهنت را بر ارزشهایی متمرکز کن، که شما را به یکدیگر نزدیکتر می کند، نه مسائلی که بین شما فاصله می اندازد.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:19 |

رازهای عشق

روز سیزدهم

 

راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی، زیرا چشم ها پنجره های روح هستند. اگر هنگام صحبت از نگاه استفاده کنی، مثل آن است که پنجره ها را با پرده های زیبا بیارایی و به خانه گرما و جذابیت ببخشی. 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:24 |

 

رازهای عشق

روز دوازدهم

 

راز عشق در توجه کردن به لحن صداست. برای تقویت گیرایی صدا، باید آن را از قلب بیرون بیاوری، سپس رهایش کنی تا بلند شود و به سمت پیشانی برود. تارهای صوتی را آرام و رها نگه دار. اگر احساسات قلبی ات را به وسیله صدا بیان کنی، آن صدا باعث ایجاد شادی در دیگری خواهد شد.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:8 |

 

رازهای عشق

روز یازدهم

 

راز عشق در این است که به عشق، بیش از یکدیگر احترام بگذارید، زیرا عشق هدیه ازلی خداوند است.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:51 |

 

رازهای عشق

روز دهم

 

راز عشق در این است که در سکوت دست یکدیگر را بگیرید. کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:12 |

 

رازهای عشق

روز ششم

 

راز عشق در خوش مشربی است. شوخی با دیگران را فراموش نکن. در ضمن مراقب شوخی ها هم باش. شوخی ناپسند نکن. شوخی باید از روی حسن نیت باشد نه نیشدار.

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 14:41 |

 

رازهای عشق

روز پنجم

 

راز عشق در این است که رابطه تان را مانند یک باغ، با محبت تزئین کنید. بذر علاقه ها و عقیده های تازه بکارید که بزیبایی بروید. ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد، مبادا غنچه های گل پوشیده از علف های هرزه عادتها شود. برای آنکه عشق همواره با طراوت بماند، باید به آن مثل هنر، خلاقانه نگاه کرد.

+ نوشته شده توسط مهرطلب در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:36 |

 

رازهای عشق

روز چهارم

 

راز عشق در این است که هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را خوشحال کند، کاری مثل دادن هدیه ای کوچک، تحسین، لبخندی از روی محبت. نگذار که جویبار محبت تان از کمی باران، بخشکد.

+ نوشته شده توسط مهرطلب در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:56 |

بنام آنکه عشق را آفرید

روز سوم

راز عشق در این است که به یکدیگر سخت نگیریم. عشقی که آزادانه هدیه نشود، اسارت است.

+ نوشته شده توسط مهرطلب در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:2 |

 

بنام آنکه عشق را آفرید

روز دوم

راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغیرند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند. اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است، با احترام به نظریاتش گوش کن. احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.

+ نوشته شده توسط مهرطلب در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:4 |

 

بنام آنکه عشق را آفرید

با سلام.

رازهای عشق Secrets of love [این موهبت وصف ناشدنی مهربانترین مهربانان] نوشته: [جی. دونالد والترز] ترجمه [علی محب خسروی] ناشر: اندیشه عالم، جهت استحضار همه عزیزان اهل عشق و صفا و صلح و دوستی تقدیم میدارم. باشد که انشاالله همگان نیک اندیش به مرحله ای از آگاهی و عرفان نائل آیند که خود مصداق شعر پرمعنای شاعر گرانقدر [وحدت کرمانشاهی] شوند. انشاالله . آمین یا رب العالمین.

 

[خاک نشینان عشق، بی مدد جبرئیل       هر نفسی می کنند، سیر سماوات را]

 

التماس دعا

مهرطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهرطلب در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:28 |

[جناب فرزین و جناب دوستدار ]

با سلام و تشکر :

ابتداء سپاس فراوان به جناب فرزین عزیز ، بابت مطلب ناب [کریشنا مورتی بزرگوار ] .

و اما سلامی به جناب دوستدار عزیز : و تقاضای اظهار نظر دیگر دوستان.

به دو سوال [ که فی الواقع یک باب از دو وجه می باشد ] معروض می دارم :

اعلام پاسخ به هر مطلبی از جانب حقیر را ، انشاءالله از باب رعایت اخلاق و اطاعت خواست دوستان محترم می باشد ، وگرنه مارا چه به [نظر].

" امیدوارم گوشه چشمی اهل نظر ، بر فقراء داشته باشند ، انشاءالله . "

[دوستدار گرانمایه ] بر حسب مختصر آشایی ام با تفکرات کریشنا مورتی بزرگوار ، عرض می دارم : آزادی مورد نظرشان آزادی عرفی [ اهل عقل ]نبوده ، بلکه آزادی معرفتی [اهل نور و اشراق ] میباشد ، همانا [رهایی ] از قید و بندهای دنیوی میباشد .

به منظور آشنایی بیشتر در باب آزادی مورد نظر جناب کریشنا مورتی ، تقاضا می نمایم به کتاب [رهایی از دانستگی ها ] ترجمه مرسده لسانی مراجعه فرمایید .


جناب یاسای عزیز [کاشی]

با سلام و تشکر به استحضار می رسانم :

با پرهیز از : تنگ نظری - کینه - پرخوری - طمع - تنبلی - خشم - غرور - شهوت - حسادت و ... و انجام [مراقبه ] امکان رهایی از نفس اماره ممکن می باشدو [ سعادت ] حاصل اینگونه زیستن می باشد .

گرامی دوست محترم :

لذت مورد نظر [اسپینوزا ] در متن شکل گیری [سعادت ] مورد اشاره اش در کتاب [اخلاق] مستتر می باشد.

توضیح لازم اینکه :

لذت واقعی (ماندگار ) همیشه در متن انجام [فکر و عمل نیک ] بدون چشم داشت [پاداش] حتی [از جانب خداوند مطلقا قادر ] ممکن می باشد.

التماس دعا

مهرطلب

+ نوشته شده توسط مهرطلب در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 10:30 |

بنام خداوند بخشاینده مهربان

 

با سلام،

با احترام داستانی از [کتاب سوپ جوجه برای روح] جهت استحضار شما عزیزان تقدیم میدارم.

انشااله همیشه شاداب باشید.

                                    مهرطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهرطلب در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 0:12 |

بنام خداوند بخشاینده مهربان

با سلام،

و با احترام، تعریفی از [سعادت و فضیلت] از قول [با روخ اسپینوزا فیلسوف قرن هفده میلادی] به نقل از کتاب [اخلاق] ترجمه دکتر محسن جهانگیری جهت استحضار شما عزیزان:

باشد که انشاءاله مورد طبع شما بزرگواران قرار گیرد. انشاءاله

آمین یا رب العالمین

التماس دعا

مهر طلب

 


قضیه ۴۲. سعادت پاداش فضیلت نیست، بلکه خود فضیلت است، جلوگیری از شهوات موجب این نمی شود که ما از سعادت لذت ببریم، بلکه بر عکس لذت از سعادت است که ما را قادر به جلوگیری از شهواتمان می کند.

برهان: سعادت عبارت است از عشق به خدا (قضیه ۳۶، همین بخش و تبصره آن)، که از نوع سوم شناخت ناشی می شود (نتیجه قضیه ۳۲، همین بخش)، و لذا این عشق باید (قضایای ۵۹ و ۳، بخش ۳) به نفس، از این حیث که فعال است، مربوط باشد و بنابراین، سعادت خود فضیلت است (تعریف ۸، بخش ۴). این نخستین امری است که می بایست به ثبوت برسد. گذشته از این، هر اندازه که نفس از عشق الهی یا سعادت بیشتر برخوردار شود، همان اندازه بیشتر می فهمد (قضیه ۳۲، همین بخش)، یعنی (نتیجه قضیه ۳، همین بخش) قدرت بیشتری بر عواطف دارد، و (قضیه ۳۸، همین بخش) از عواطف شَر کمتر منفعل می شود. و بنابراین، نفس، به همین جهت که از عشق الهی یا سعادت لذت می برد، دارای قدرت جلوگیری از شهوات است، و از آنجا که قدرت انسان برای جلوگیری از عواطف تنها در عقل است، لذا، هیچکس از سعادت بدین جهت لذت نمی برد که از عواطف خود جلوگیری کرده است، بلکه برعکس قدرت جلوگیری از شهوات از خود سعادت ناشی می شود. مطلوب ثابت شد.

تبصره: من به این صورت تمام آنچه را که می خواستم در خصوص قدرت نفس بر عواطف و آزادی نفس شرح دهم به پایان رساندم. از آنچه گفته شد در می یابیم که قوت انسان دانا چیست و تا چه اندازه بر انسان نادان، که تنها تحت هدایت شهوات خویش است، برتری دارد. زیرا انسان نادان، علاوه بر اینکه به طرق متعدد دستخوش علل خارجی است، هرگز از آرامش راستین نفس برخوردار نیست، بعلاوه تقریباً از خود، از خدا و از اشیاء نا آگاه است و به محض اینکه از انفعال باز می ماند، از هستی نیز باز می ماند. برعکس انسان دانا، از این حیث که اینچنین اعتبار شده است، تقریباً هیچ وقت دچار انقلاب روحی نمی شود و با ضرورت سرمدی خاصی از خود، از خدا و از اشیاء آگاه است، هرگز از هستی باز نمی ماند و همواره از آرامش راستین نفس برخوردار است. اگرچه راهی که من برای رسیدن به این مقصود نشان دادم سخت است، ولی با وجود این ممکن است بدان دست یافت. البته باید هم سخت باشد، زیرا به ندرت می توان بدان دست یافت. اگر نجات در دسترس همه می بود و انسان می توانست بدون زحمت زیاد بدان دست یابد، چگونه امکان می داشت که تقریباً مورد غفلت همگان قرار گیرد؟ اما هر چیز عالی همان قدر که نادرست است دشوار هم هست.


به نقل از: کتاب اخلاق. تألیف باروخ اسپینوزا (تولد ۱۶۳۲ وفات ۱۶۷۷ میلادی) ترجمه دکتر محسن جهانگیری ، مرکز نشر دانشگاهی، تهران.

+ نوشته شده توسط مهرطلب در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 2:29 |

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

 

 

با سلام:

 

بخشی از باب : دعا و نیایش

 

به نقل از کتاب [پیامبر] جبران خلیل جبران، ترجمه دکتر مهدی مقصودی جهت استحضار علاقه مندان:

 

[دعا و نیایش:]

 

به روزگار پریشانی و نیاز است که روی با خدا نمائید و دست به دعا گشائید.

 

باشد که به هنگام بی نیازی و سرخوشی نیز دل به نیایش دهید و ثناگوی حق شوید.

 

که عبادت، گستردن جان است بر بی کرانه ای هستی و آمیزش انسان با اکسیر حیات.

 

به امید فراغت و راحت است اگر که تیرگی های خویش به فراخی آسمان دهید، هم به سودای شادمانی و شور باید که سپیده دمان قلب خود فرا روی نهید.

 

و چون به غیر گریه نتوانید آنگاه که روحتان شما را به نیایش خواند، هم اوراست مهمیز بر شما زند و همچنان به راهتان کشد، به سیلاب اشک حتی، و بدانجا برد که باز خنده روی نماید و شادی راه گشاید.

 

آن زمان که در خلوت دل نشینید و جان به کار عبادت کنید در فراز آیید و به افلاک بر شوید و جمله آنان بینید که همان ساعت به دعا و نیایشند و در آنجا دیگران، هیچ نبینید.

 

پس زیارت با شکوه خود را از این معبد ناپیدا چنان کنید که خلاصی خلسه باشد و معراج همدلی، هشدار! تنها به عزم نیاز اگر به معبد درون شوید، هرگز هیچ نیابید.

 

و چون تنها به قصد تواضع و تسلیم در شوید، پس شما را بال ندهند و بر نکشند.

 

و حتی چون به تقاضای خیری در آیید از برای دیگران، کالایتان نگیرند و سودایتان نپذیرند.

 

بدین محراب، نهانی در شدن کفایت است و خود غایت است.

                                              

+ نوشته شده توسط مهرطلب در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 13:7 |

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

 

خداوند سبحان در قرآن مجید می فرماید:

 

۱.      اگر نیکی کنید به خود نیکی کرده اید و اگر بد می کنید به خود [ بد نموده اید ]

                                                                                             بخشی از آیه ۷ سوره الاسراء

 

 

۲.      هرگز به نیکوکاری نخواهید رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید، قطعاً خدا دانا به هر آنچه انفاق کنید می باشد.

                                                                                                    آیه ۹۲ سوره آل عمران

 

 

۳.      چرا نمی اندیشید که زندگی این دنیا جز بازی و سرگرمی نیست، و قطعاً سرای بازپسین برای کسانی که پرهیزگاری می کنند بهتر است.

                                                                                                       آیه ۲۲ سوره انعام

 

 

۴.      هر کس خواهان آخرت است و نهایت کوشش را برای آن بکند و مؤمن باشد، تلاشش مورد حق شناسی واقع خواهد شد.

                                                                                                       آیه ۲۲ سوره انعام

 

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 12:20 |

به نام مهربانترین مهربانان

 

]بیانی مهرانگیز از شیخ بزرگوار : ابوسعید ابوالخیر[

 

آورده‌اند که شیخ ابواالقاسم قشیری یک شب اندیشه کرد و گفت :

فردا بمجلس شیخ بوسعید و گویم که : شریعت چیست و طریقت چیست تا جواب چه شنوم.

دیگر روز پگاه بمجلس شیخ آمد و بنشست و شیخ در سخن آمد و پیش از آنکه استاد امام سئوال کند شیخ گفت :

-     ای کسیکه میخواهی از شریعت و طریقت سئوال کنی، بدانکه ما جمله علوم در این بیت آوردیم که :

ز دوست پیام آمد کاراسته کن کار-اینست شریعت

مهر دل پیش آر و فضول از ره بردار- اینست طریقت

امام الحرمین ابوالمعالی قدس‌الله روحه العزیر گفته است که :

هر چه ما در کتابها ثبت کرده‌ایم و خوانده‌ایم و تصنیف ساخته، آن سلطان شریعت و طریقت ابوسعید قدس‌الله روحه‌العزیر در این یک بیت بیان کرده است.

 

 

التماس دعا

 

کتاب یکسان نگریستن (صد ماجرا از شیخ ابوسعید ابوالخیر) انتخاب و تلخیص از : فریدون مشیری

+ نوشته شده توسط مهرطلب در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 و ساعت 16:44 |

به نام خداوند بخشاینده مهربان

 

با سلام جهت استحضار سروران گرامی، چند ] ماجرا[ از عارف بزرگوار شیخ ابوسعید ابوالخیر :

ماجرا ؛

مردی از شیخ پرسید :

-از خلق به حق چند راه است؟

شیخ ما گفت :

-به عدد هر ذراتی از موجودات راهی است بحق. اما هیچ راه نزدیکتر و بهتر و سبکتر از آن نیست که راحتی به کسی رسد.

ما بدین راه رفتیم و همه را بدین وصیت می‌کنیم.

ماجرا ؛

شیخ را گفتند :

-        « یکی توبه کرده بود، بشکست.»

شیخ گفت :

-اگر توبه او را نشکسته بودی او هرگز توبه نشکستی

ماجرا ؛

روزی قوال در خدمت شیخ این بیت بر می‌گفت که :

اندر غزل خویش نهان خواهم گشتن

                                              تا بر لب تو بوسه دهم چونش بخوانی

شیخ از قوال پرسید :

-        این بیت که راست؟

گفت : «عماره» گفته است.

شیخ برخاست و با جماعت صوفیان بزیارت خاک عماره شد.

کتاب یکسو نگریستن (صد ماجرا از شیخ اوبسعید ابوالخیر) انتخاب و تلخیص از : فریدون مشیری

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مهرطلب در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 17:1 |
Molananews.com





Powered by WebGozar

Click for تهران, Iran Forecast

<