سلام مرا پذيرا باشيد
محرم شروع شد و تمام
و من باز هم عين سال گذشته از نويساندن و قراردادن داستان " ديوانه گل نرگس" صالحعلاي جان ، بازماندم . غزه زير و رو شد و از اين ور و از اون ور يك عالم " آدم " مردند و من مي خواستم پروتكلهاي دانشوران صهيون را بگذارم و در موردش بحث كنيم باز هم مطلب سرد و بيات شد هيچ ننوشتم.
امان از اين گرفتاريها ( شما بخوانيد تنبلي ها ) .
از ديرشدنها سالگرد درگذشت فرهاد عزيز را در مهر ماه بگيريد تا سالگرد همين مجال خودمان و سالگردهاي ديگر و مناسبت هاي ديگر همه وهمه آمدند و بانگي از من برنخواست .
تو را به خدا به من دژنام بگوييد شايد اين ( اين كه نه ، آن ) غيرتمان به جوش آيد .( پز چيزهاي نداشته را ميدهيم).
اما اينبار ميخواهم خودم را هم غافلگير كنم :
به نام راهنماي گمراهان
تا انتخابات رياست جمهوري دور بعد چند ماهي مانده است اسامی افراد مختلفی در زبانها جاریست اما من هنوز درمانده ام با نام ها نتیجه ها بودن ها و نبودن ها .
از همه مهمتر و در پیش تر " اصلا چه خواستن ها" .

نمی دانم آنچه که خواسته مردم است شدنی است ؟ و با واقعیت ها و قابلیت ها می شود ؟ ( اگه می نوشتم شدنی است تکراری می شد. )
سعی کردم خواسته هایم را لخت کنم آنقدر که هیچ پیرایه دیگری بر آن نماند.
نگاهش کردم دیدم که من فقط " تو فکر یک سقفم " همین و همین .
اکنون بااین شرایط فکر من چه قدر معتبر است و به نتیجه می رسد ؟
یک نظر سنجی در کنار مجال ایجاد می کنم لطفا شرکت کنید.
لطفا تر اینکه سقف را " فقط " خشت و گل نبینید .( یاد آوری بی موردی بود ؟ داخلی ، خارجی ، همه جوره رو ببینید.)
نظرات تکمیلی خودتان را در قسمت نظرات بنویسانید.
اونایی که دکمه " ادامه " رو زدن پشیمون نشدن ، تو هم بزن.
ادامه مطلب


