تبليغاتX
گفتن آزاد

من رفتم .


منزل اول سفر من دوازده، سیزده هزار کیلومتر با آغاز سفر فاصله داشت.  اندازه نیمی از کره خاکی رفتم. آنقدر رفتم که روز شد، زمانی که در خانه شب بود...


اینجا که هستم دیگر تکلیفم با خورشید مشخص است. همیشه می دانم کجاست. روز ها بالای سر من است و شب ها آن سو که از آنجا آمده ام.

اما ماه کمی موذی گری می کند. گاهی نیست، گاهی هست، گاهی دزدیده نگاهی می کند و می رود. اما خورشید همیشه با من مهربان است. خصوصاً در این دیار که مهربانی اش بی مهابا دامنگیر همه است. خورشید اینجا بر گونه های مردان و گیسوان دخترکان دست نوازش همیشگی دارد.

نمی دانم منزل های بعدی سفر من  چگونه خواهند بود. اما مطمئن هستم که منزل های بسیاری در پیش دارم.


+ نوشته شده توسط مسافر در شنبه بیستم مهر 1387 و ساعت 22:35 |
Molananews.com





Powered by WebGozar

Click for تهران, Iran Forecast

<