تبليغاتX
گفتن آزاد

آزادی نتیجه چیزی نیست، آزادی یک انتخاب هم نیست.

آزادی یعنی اظهار عقیده خالص بدون هیچگونه جهت گیری خاص، بدون ترس از تنبیه، بدون انتظار پاداش.

آزادی در انتهای تکامل بشر واقع نشده ولی در اولین پله وجودی او قرار دارد.

ج. کریشنا مورتی   -    J. Krishnamurti

 

+ نوشته شده توسط فرزین در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 12:24 |
سلام
گاهی به زیارت اهل قبور می روم. آنچنان آرام خفته اند که گویی هیچگاه نبوده اند.
به این می اندیشم که در این چند میلیارد سال عمر زمین ، این 60 سال و اندی عمری که برای آنها رقم خورده کاملاً قابل صرف نظر کردن است.

به این می اندیشم که چقدر بی مزه است اگر اینها که اینجا خفته اند ، آمده باشند و خورده باشند و کار کرده باشند و مرده باشند.
به این می اندیشم که آن بنده خدایی که روی سنگ قبر گرانیت سبزش که حتی یک خش هم ندارد نوشته شده مرحوم مهندس ... ، این لقب مهندس و سنگ گرانیت اینک چقدر بکار او آمده. خیلی مشتاقم بدانم.
به این می اندیشم که همین لحظه ای که دارم می نگارم و از عمر من می گذرد (شاید می سوزد) در آینده چه نقشی ایفا خواهد کرد.
و به این می اندیشم که چقدر این دنیا حقیر و پست و ناچیز بود اگر فقط در شکم و ... خلاصه می شد.
در این عالم چیزهای مهمتر از شکم هم وجود دارد.
+ نوشته شده توسط کوچکترین دانش آموز در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 8:42 |

بنام خداوند بخشاینده مهربان

با سلام،

و با احترام جملاتی کوتاه، امّا پر معنا برگزیده از کتاب [سوپ جوجه برای روح] گردآوری و نوشته جک کنفیلد و مارک ویکتور هنسن ، ترجمه ع . ا . راستکار محمودزاده، ناشر: انتشارات خوروش، جهت استحضار سروران گرام.

باشد که انشااله مورد قبول واقع شود. انشااله

 

آمین یا رب العالمین

التماس دعا

مهر طلب

 


درباره عشق

عشق بر هر چیز پیروز است.

 ویرژیل

قلب

بهترین و زیبا ترین چیزهای جهان را نه می توان دید و نه می توان لمس کرد ... بلکه می توان با قلب احساس کرد.

  هلن کلر  Helen Keller

همین الآن دست بکار شوید!

اگر کاشف به عمل آید که تنها پنج دقیقه از عمرمان باقی است تا حرف های دلمان را بزنیم، در این صورت همه باجه های تلفن مملوّ از انسانهایی خواهد بود که مایلند به سایر انسانها تلفن بزنند و به آنها بگویند که چقدر دوستشان دارند.

 کریستوفر مورلی  Christopher Morley

درباره وظایف پدر و مادری

کودکانمان نه به خاطر تهیّة امکانات مادی که به خاطر محبّت و علاقه یمان به آنها، ما را به یاد خواهند آورد.

 ریچارد ل . ایوانز  Richard L. Evans

درباره تعلیم و تعلّم

معلّم کسی است که از وجود خود به عنوان یک پل استفاده می کند و از شاگردانش می خواهد که از روی آن عبور کنند؛ سپس، پس از تسهیل عبور آنها، شادمانه فرو می ریزد و آنها را تشویق می کند که اقدام به بنای پل های خود کنند.

 نیکوس کازانتزاکیس  Nikos Kazantzakis

دربارة مرگ و رحلت

زندگی ازلی است؛ و عشق ابدی؛ و مرگ فقط افق است؛ و افق چیزی جز محدودیت دید ما نیست.

 لاادری

درباره شیوه نگرش و برخورد

- بزرگترین کشف نسل من آن است که انسان با تغییر شیوه نگرش خود می تواند زندگیش را تغییر دهد.

  ویلیام جیمز  William James

- چیزها تغییر نمی کنند. شیوه نگرش ما تغییر می کند.

 کارلوس کاستاندا  Carlos Castaneda

پنجره

و زندگی چیزی جز آنچه که ما در ذهن خود از آن می سازیم، نیست، همیشه چنین بوده، همیشه چنین خواهد بود.

 موزز مادربزرگ  Grandma Moses

درباره رؤیا

آینده متعلّق به کسانی است که به زیبایی رؤیاهای خود معتقد هستند.

 الینور روزولت  Eleanor Roosevelt

درباره غلبه بر مشکلات و موانع

موانع قادر به شکست من نیستند؛ هر مانعی در برابر عزم راسخ انسان سر تسلیم فرود می آورد.

  لئوناردو دا وینچی  Leonardo do Vinci

مشکلات زندگی و دیگر هیچ

مردی که مشکل ندارد، خارج از بازی (زندگی) است.

 البرت هابرد  Egbert Hubbard

ما هرگز به او نگفتیم که نمی تواند.

می توانند، چون فکر می کنند که می توانند.

  ویرژیل  Virgil

چرا بعضی چیزها اتّفاق می افتند؟

ما همه در دست خداوند تبارک و تعالی مدادیم.

 مادر ترزا

حکمت یک گفتار

یک گفت و شنود ساده با یک مرد عاقل به اندازه یک ماه مطالعه ارزش دارد.

 ضرب المثل چینی

درباره خِرَد

خِرد، بیشتر حاصل تجربه است تا مطالعه.

 لاادری

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 و ساعت 22:45 |

بنام خداوند بخشاینده مهربان

با سلام،

و با احترام، تعریفی از [سعادت و فضیلت] از قول [با روخ اسپینوزا فیلسوف قرن هفده میلادی] به نقل از کتاب [اخلاق] ترجمه دکتر محسن جهانگیری جهت استحضار شما عزیزان:

باشد که انشاءاله مورد طبع شما بزرگواران قرار گیرد. انشاءاله

آمین یا رب العالمین

التماس دعا

مهر طلب

 


قضیه ۴۲. سعادت پاداش فضیلت نیست، بلکه خود فضیلت است، جلوگیری از شهوات موجب این نمی شود که ما از سعادت لذت ببریم، بلکه بر عکس لذت از سعادت است که ما را قادر به جلوگیری از شهواتمان می کند.

برهان: سعادت عبارت است از عشق به خدا (قضیه ۳۶، همین بخش و تبصره آن)، که از نوع سوم شناخت ناشی می شود (نتیجه قضیه ۳۲، همین بخش)، و لذا این عشق باید (قضایای ۵۹ و ۳، بخش ۳) به نفس، از این حیث که فعال است، مربوط باشد و بنابراین، سعادت خود فضیلت است (تعریف ۸، بخش ۴). این نخستین امری است که می بایست به ثبوت برسد. گذشته از این، هر اندازه که نفس از عشق الهی یا سعادت بیشتر برخوردار شود، همان اندازه بیشتر می فهمد (قضیه ۳۲، همین بخش)، یعنی (نتیجه قضیه ۳، همین بخش) قدرت بیشتری بر عواطف دارد، و (قضیه ۳۸، همین بخش) از عواطف شَر کمتر منفعل می شود. و بنابراین، نفس، به همین جهت که از عشق الهی یا سعادت لذت می برد، دارای قدرت جلوگیری از شهوات است، و از آنجا که قدرت انسان برای جلوگیری از عواطف تنها در عقل است، لذا، هیچکس از سعادت بدین جهت لذت نمی برد که از عواطف خود جلوگیری کرده است، بلکه برعکس قدرت جلوگیری از شهوات از خود سعادت ناشی می شود. مطلوب ثابت شد.

تبصره: من به این صورت تمام آنچه را که می خواستم در خصوص قدرت نفس بر عواطف و آزادی نفس شرح دهم به پایان رساندم. از آنچه گفته شد در می یابیم که قوت انسان دانا چیست و تا چه اندازه بر انسان نادان، که تنها تحت هدایت شهوات خویش است، برتری دارد. زیرا انسان نادان، علاوه بر اینکه به طرق متعدد دستخوش علل خارجی است، هرگز از آرامش راستین نفس برخوردار نیست، بعلاوه تقریباً از خود، از خدا و از اشیاء نا آگاه است و به محض اینکه از انفعال باز می ماند، از هستی نیز باز می ماند. برعکس انسان دانا، از این حیث که اینچنین اعتبار شده است، تقریباً هیچ وقت دچار انقلاب روحی نمی شود و با ضرورت سرمدی خاصی از خود، از خدا و از اشیاء آگاه است، هرگز از هستی باز نمی ماند و همواره از آرامش راستین نفس برخوردار است. اگرچه راهی که من برای رسیدن به این مقصود نشان دادم سخت است، ولی با وجود این ممکن است بدان دست یافت. البته باید هم سخت باشد، زیرا به ندرت می توان بدان دست یافت. اگر نجات در دسترس همه می بود و انسان می توانست بدون زحمت زیاد بدان دست یابد، چگونه امکان می داشت که تقریباً مورد غفلت همگان قرار گیرد؟ اما هر چیز عالی همان قدر که نادرست است دشوار هم هست.


به نقل از: کتاب اخلاق. تألیف باروخ اسپینوزا (تولد ۱۶۳۲ وفات ۱۶۷۷ میلادی) ترجمه دکتر محسن جهانگیری ، مرکز نشر دانشگاهی، تهران.

+ نوشته شده توسط مهرطلب در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 2:29 |
سلام
نمی دانم این نگاره را از کجا و کی آوردم اما ...


اما خیلی دلم می خواست جای یکی از این دو باشم.

شما چطور ؟

+ نوشته شده توسط دوستدار در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 20:17 |
سلام
مردن همین نزدیکی هاست . همین دور و برا. پشت در اتاق شخصی مان. خیلی دور نیست.
متوسط عمر انسان امروز 55 سال است که 20 سالش را خوابیم. 10 سالش را در طفولیت می گذرانیم و 15 سال آخر را دست بگریبان بیماری ( البته خدا نکند ، نوع انسانها را می گویم).
اگر خوش بین باشیم الباقی می ماند حدود 10 سال.
چقدر ارزش دارد این یک چشم بهم زدن؟
طول عمر کوتاه است. به فکر عرض آن باید بود!

+ نوشته شده توسط کوچکترین دانش آموز در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 10:21 |
سلام بر همه گویندگان و آنان که گفتن را دوست دارند

 

شاعر : شهیار قنبری

شهیار قنبری

خواننده : فرهاد مهراد

فرهاد مهراد

 

 

ترانه نجوا با صدای فرهاد را بشنوید:

رستني ها كم نيست

من و تو کم بودیم


خشک پژمرده تا روی زمین خم بودیم


گفتنی ها کم نیست

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دوستدار در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 18:34 |
بر هر ساقه ات ،  شش تبر کاشته اند

دریغ از رهنوردی ، کورسوئی..!

وطنم ! می ترسم !

چو دلم در مه غم گم شده ای !

+ نوشته شده توسط محمد فائق در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 18:19 |



پس از ورود ویولن به ایران در اواخر عهد ناصری و آموزش آن توسط موسیو دوال فرانسوی به عنوان اولین مدرس ویولن در ایران، فراز و فرودهایی بر این ساز رفت تا به دست کلنل علینقی وزیری رسید. این شخص تحصیلکرده و آگاه بر اصول موسیقی تحولاتی در نحوه آموزش و نواختن این ساز به وجود آورد که حاصل آن ظهور چهره های فراوان و نوازندگانی قابل گردید که از برجسته ترین آنها به ترتیب می توان ابوالحسن خان صبا، حسین خان یاحقی، رضا محجوبی و... را یاد کرد. این بزرگان و به خصوص استاد ابوالحسن صبا (منشأ تحول موسیقی ایرانی) با تحمل مشقات فراوان و در آمیختن خلاقیت خود با اندوخته های گذشته، فصل جدیدی در سیر تحول ویولن در ایران به وجود آوردند و هر یک برگزیدگانی از مکتب خویش به جای نهادند که در این بین شاگردان مکتب صبا و یاحقی که بعضا هر دو استاد را تجربه کردند به دلیل فراگیری آموزه های هر دو مکتب (شیوه غربی در مکتب صبا، شیوه ایرانی و شیرین نوازی در مکتب یاحقی) به جایگاه قابل توجهی دست یافتند. برجسته ترین نوازندگان این نسل عبارت بودند از: علی تجویدی، مهدی خالدی، همایون خرم، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، اسدالله ملک و... . در این مقال مروری اجمالی خواهیم داشت به پرویز یاحقی و آثار و احوال او.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دوستدار در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 20:0 |

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

 

 

با سلام:

 

بخشی از باب : دعا و نیایش

 

به نقل از کتاب [پیامبر] جبران خلیل جبران، ترجمه دکتر مهدی مقصودی جهت استحضار علاقه مندان:

 

[دعا و نیایش:]

 

به روزگار پریشانی و نیاز است که روی با خدا نمائید و دست به دعا گشائید.

 

باشد که به هنگام بی نیازی و سرخوشی نیز دل به نیایش دهید و ثناگوی حق شوید.

 

که عبادت، گستردن جان است بر بی کرانه ای هستی و آمیزش انسان با اکسیر حیات.

 

به امید فراغت و راحت است اگر که تیرگی های خویش به فراخی آسمان دهید، هم به سودای شادمانی و شور باید که سپیده دمان قلب خود فرا روی نهید.

 

و چون به غیر گریه نتوانید آنگاه که روحتان شما را به نیایش خواند، هم اوراست مهمیز بر شما زند و همچنان به راهتان کشد، به سیلاب اشک حتی، و بدانجا برد که باز خنده روی نماید و شادی راه گشاید.

 

آن زمان که در خلوت دل نشینید و جان به کار عبادت کنید در فراز آیید و به افلاک بر شوید و جمله آنان بینید که همان ساعت به دعا و نیایشند و در آنجا دیگران، هیچ نبینید.

 

پس زیارت با شکوه خود را از این معبد ناپیدا چنان کنید که خلاصی خلسه باشد و معراج همدلی، هشدار! تنها به عزم نیاز اگر به معبد درون شوید، هرگز هیچ نیابید.

 

و چون تنها به قصد تواضع و تسلیم در شوید، پس شما را بال ندهند و بر نکشند.

 

و حتی چون به تقاضای خیری در آیید از برای دیگران، کالایتان نگیرند و سودایتان نپذیرند.

 

بدین محراب، نهانی در شدن کفایت است و خود غایت است.

                                              

+ نوشته شده توسط مهرطلب در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 13:7 |

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

 

خداوند سبحان در قرآن مجید می فرماید:

 

۱.      اگر نیکی کنید به خود نیکی کرده اید و اگر بد می کنید به خود [ بد نموده اید ]

                                                                                             بخشی از آیه ۷ سوره الاسراء

 

 

۲.      هرگز به نیکوکاری نخواهید رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید، قطعاً خدا دانا به هر آنچه انفاق کنید می باشد.

                                                                                                    آیه ۹۲ سوره آل عمران

 

 

۳.      چرا نمی اندیشید که زندگی این دنیا جز بازی و سرگرمی نیست، و قطعاً سرای بازپسین برای کسانی که پرهیزگاری می کنند بهتر است.

                                                                                                       آیه ۲۲ سوره انعام

 

 

۴.      هر کس خواهان آخرت است و نهایت کوشش را برای آن بکند و مؤمن باشد، تلاشش مورد حق شناسی واقع خواهد شد.

                                                                                                       آیه ۲۲ سوره انعام

 

 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 12:20 |

 بنام يگانه ي هستي بخش و با سلام .

اينجانب با توجه به شرايط خاصي كه در چند سال اخير داشته ام ، همه هفته و هر هفته چند بار ،  در سفر بين شهري و با انواع وسايل نقليه بوده ام و از اين سفرها خاطرات و تجربه هاي تلخ و شيرين زيادي رو بدست اورده ام .

از جمله وسايل نقليه اي كه تا حالا  سفر هايي رو  باهاشون داشته ام كاميونت ها و تر يلر ها بوده ، كه در اينجا به اين يكي دو مورد كه اخيرا برام اتفاق افتاد اشاره مي كنم :  اولي يه تريلر بود كه راننده ي ماشين ، شخصي آذري زبان و اهل اروميه بود شخصي با سلامت اخلاقي كامل و مهربان. برايم در طول مسير از خاطرات سفرهاي داخلي و خارجي اش ميگفت ( با چه صداقتي ). كشور هاي تركيه ، جمهوري آذربايجان ، جمهوري اسلامي پاكستان و ... . برايم از فازي كه از چاي ميگرفت گفت و دست و دل بازي هايش البته در مسير هم مشخص بود ( چايي ، آجيل ، نوعي حلواي محلي از مواردي بود كه اگر من نمي خوردم او ناراحت مي شد)

ادامه را در ادامه ی مطلب بخوانید.

مدرسه اي به نام جاده


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حکمت در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 17:48 |
خداوند به موسي گفت از دو موقعيت خنده‌م مي‌گيره:
وقتي من بخوام كاري انجام بشه و تلاش بيهوده‌ي ديگران رو مي‌بينم تا جلوي انجام اون كار رو بگيرند و وقتي من نخوام كاري انجام بشه و جماعتي رو مي‌بينم كه براي انجام اون به آب و آتيش مي‌زنند.
 
+ نوشته شده توسط پر پرواز در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 15:56 |

افرا ..... روزها می گذرد

شاهکاردیگری از یل ِ نمایش ایران زمین ! که دریغا حرمان گریبانش را رها نمی کند تا رها سخن بگوید ، چرا که میدانند میفهمد ، میدانند حافظه اش هنوز یاریگر چگونه بودنش است ، می دانندنمی هراسد و می گوید هرآنچه را باید !

بهرام خان بیضائی را میگویم ! جمعه فرصتی دست داد که کار جدیدش را ببینم ، پیشکش کرده بود به ساحت عزیزی نوسفر ! به اکبر رادی ! .......... افرا حکایتی بود غریب اما دیرآشنا !

داستان دخترک بی پناهی که به حرمت سکوت کرد اما سکوت حرمتش را شکست ! داستان دلدادگی جوان ساده دلی که هیچگاه نتوانست آن جمله ممنوعه را ، آن زیباترین و دشوارترین کلام را ، آن سحرآمیزترین بیان را بر زبان بیاورد ! داستان آژانی که آنقدر خوب بود که هیچ خاصیتی نداشت ! داستان تازه به دوران رسیده ای که مبخواهد به زور نزول و تملق گذر از سنت به مدرنیته را در کسب و کارش تحقق بخشد ! داستان ارزیابی که همه کس را و همه چیز را از پس صفحه اقتصاد روزنامه میدید و محک میزد ! داستان اشراف زاده ای که تفرعن در خونش بود و عوام را مادام العمر رعیت میخواست ! داستان پسر عموئی که منجی ست ! ..... پسر عموئی که معشوق ست و عاشق پیشه ، پسر عموئی که برمیگردد چون افرا میخواهد !........ هزار نامه با نشانی معلوم فرستادیم و به مقصد نرسید اما نامه ای بی نشانی که دلی را در خود داشت به سرمنزل رسید ، وهنگامه ای نو رسید !

از بازی مثال زدنی مژده شمسائی ، حسن پورشیرازی، مرضیه برومند و مهرداد ضیائی ، ازصحنه آرائی ساده و بی تکلف ، از نور پردازی رمزگونه و شناور ، از گرافیک چیدمان بازیگرها در حرکات، جای گیریها و فیکس شدنهایشان به وجد می آمدم و تک جمله های کلیدی روایت لابلای دیالوگها که مثل الماس می درخشید ، هرآن مثل پتک روی سرم فرود می آمد : ..."وقتی چپ وراست هردو یک حرف را میزنند انتظارچه داری ؟".... " چرا امید واهی بدهم مگرجزین ست که سکوتی سرد حکمفرماست ؟"..... "گاه تنها یک گل رازقی ست که ما را به زندگی وصل میکند." ..."تاکی منتظر قهرمان بمانیم ، تاکی ؟؟"....

باخود می اندیشم : ما که میدانیم چه را نمیخواهیم ، اما آیا می دانیم چه را می خواهیم ؟ ... اگر بدانیم باید بخوانیمش ، بخواهیمش ! به راستی تا کی باید منتظر ستاره ای از آنسوی مرزها و کهکشانها باشیم ؟ .... آری ! آری! کسی می آید ! من هم یقین دارم ! اما نه ار دوردست ، ازهمین نزدیکی ها ، کسی که اهل همین حوالی ست ، اما آنقدر دلش صاف ست و رخش بی غش که گوئی "رنگ رخ باخته است ..." و دیده نمی شود !!!!! ..... نه ! او دیگری نیست ! نیست ! او توئی ! او منم ! همین تو ! همین من ! ...... ما ! ما ! ..............." روز وصل دوستداران یاد باد "

هنوز در گوشم پژواک دارد طنین آن دیالوگ آخر که پسرعمو به افرا گفت ، افرائی که میتواند سمبل یک زن ، سمبل یک مادر و سمبل میهن باشد :

"افرا ! تو خواستی ، من هم آمدم ! چون تو خواستی !"

یاد آن شعر ابتهاج افتادم :".... به سان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند رونده باش ، امید هیچ معجزی ز مرده نیست ، زنده باش !! "

+ نوشته شده توسط محمد فائق در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 14:8 |

سلام بر همگي

امروز سالروز هفتمين روز جانبازي پيش قراول از خودگذشتگي در راه حق طلبي ، حسين بن علي است.

به همين مناسبت دانلود و شنيدن قطعات زير را پيشنهاد مي كنم . اميدوارم مقبول طبع شما سخت پسندان افتاده و بهره اي حاصل گردد.

يا حسين (ع)

شاعر : مهدي شريفي

آهنگساز و تنظيم كننده : فواد حجازي

خواننده :سيد عليرضا عصار

             سيد عليرضا عصار

برگرفته از آلبوم مولاي عشق

مولای عشق

هجر یاران

حسرت دینار

 خواهشمندم جهت دانلود پس از مراجعه به لینک های فوق و کامل (  DONE ) شدن صفحه   Download file   را كليك نماييد.
 
+ نوشته شده توسط دوستدار در جمعه پنجم بهمن 1386 و ساعت 0:25 |

سلام.

کسی را می شناسم که  برایش از اسرائیل و تروریسم دولتی اش می گفتم ،  واز آن که مخالفت با جنایت هایش خداوکیلی نه به اسلام ربطی دارد نه به سیاست که به انسانیت مربوط است. حمایتها و تعاریف عجیب و غریبی می کرد .کلاً صهیونیست ها را شرمنده کرده بود . آنها هم ایقدر انتظار سنگ تمام ندارند!

گذشت تا فاجعه قانا. برایش توضیح دادم که اردوگاه زنان و بچگان را با موشک هدایت شونده زده اند. می گفت : لابد حزب الله سلاح در آنجا مخفی کرده. بیشتر برایش توضیح دادم که بابام جان!  آنجا مقر سازمان ملل بوده و آنها اجازه چنین کاری را نمی دهند . فاجعه آمیز تر اینکه با هماهنگی قبلی زده اند چرا که نیم ساعت قبل از این حادثه کلیه کارکنان سازمان ملل آنجا را ترک کرده اند. حرفی نداشت رو به سفسطه آورد که بیا رأی بگیریم ببینیم چند نفر با تو موافقند و از این بازی ها  که دیگر بچه ها هم بلدند. مثل گربه ای شده بود که در یک کنج اتاق گیرش آورده باشند… .

آنهایی که برای کشته شدن یک سگ در این طرف دنیا ، کل عالم را با علم کردن حقوق حیوانات بهم می ریزند ، عجیب است که انگار مردم فلسطین را اصولاً  از نوع انسان نمی دانند.همان رفیق شفیق که ذکرش رفت، بعد از اینکه دیگر مفری نیافت به این شبه جمله اکتفا کرد که : بله من هم خیلی ناراحت شدم!

یک جمله تقدیم به دوستانی که شیفته دموکراسی آن هم از نوع لیبرال آن هستند عرض می کنم. در علم روز دنیا در نظریه های تحلیل سیستم یکی از مهمترین تئوریها نظریه مبتنی بر هدف یا MBO است . این نظر توسط آقای پیتر دراکر نظریه پرداز مشهور درزمینه مدیریت ارائه شده است.  این نوع تحلیل، خروجی را بررسی می کند . اگر بقاعده بود که حکایت از خوب کار کردن سیستم دارد و اگر نه باید بازنگری کرد.

این وضعیت امروز حاکم بر غزه ، خروجی دستگاه حاکمه آمریکا و اسرائیل و اتفاقاً حاصل از لیبرال دموکراسی است. دولت آمریکا خروجی یک لیبرال دموکراسی است و این هم نتیجه اش. همین دیشب  آمریکا مانع از تصویب یک قطع نامه غیرالزام آور علیه اسرائیل در شورای امنیت شد. در همان جلسه نخست وزیر اسرائیل با پررویی اعلام کرده که ما به سرکوب ادامه خواهیم داد. این وضعیت جهان امروز است!

اینکه دولت اسرائیل رأساً به ترور رهبران فلسطینی اقدام می کند اصلاً ترور محسوب نمی شود وبشر فلسطینی حقی ندارد. اما اینکه کسی از سرزمینش  دفاع کند تروریسم و حمایت از آن حمایت از تروریسم محسوب می شود.

چقدر از این گوسفند انگاری جهان خسته شده ام ... .
+ نوشته شده توسط کوچکترین دانش آموز در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 14:48 |

سلام بر همگی

کسی که از پذیرش نظر دیگران ابا دارد در واقع اعتقاد دارد انچه را که او بیان میکند حق مطلق است ویاداور سابقه تاریخی انسان است که خداوند در قران بعنوان نمونه ، بیان ابلیس را در خلقت انسان مطرح نموده که در برابرامر الهی مبنی بر سجده بر آدم ایستاد و خود را برتر از انسان دانست و در جای دیگری فرعون خود را محور عالم می نامد (انا ربکم الاعلا) و عاقبت انها نیز مشخص است .
به هر تقدیر باید توجه داشت که حق مطلق وحقیقت تام فقط نزد خداوند است و انسان کامل.(پیامبر وامامان) وسایرانسانها هم به نسبت ظرفیت وجودی خود از حقیقت بر خوردار هستند بنابراین باید همه بپذیریم که کامل نیستیم وانچه که به ان اعتقاد داریم ممکن است همه حقیقت نباشد و با این تحلیل نپذیرفتن سخن حق دیگران در واقع ایستادن در برابرحق است که عاقبت ان موجبات زوال روحی ومعنوی انسان را بدنبال دارد.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 1:6 |
با سلام

ایرج جنتی عطایی

 میون این همه کوچه

 که به هم پیوسته ،

 کوچه قدیمی ما

 کوچه ی بن بسته !

 

دیوار کاهگلی یه باغ خشک،

که پر از شعرای یادگاریه !

بین ما مونده و اون رود بزرگ،

که همیشه مثل بودن جاریه!

 

صدای رود بزرگ

همیشه توگوش ماس!

این صدا لالایی ،

خواب خوب بچه هاس !

 

کوچه اما هر چی هست

کوچه ی خاطره هاس

اگه تشنست اگه خشک

مال ماست کوچه ماس

 

توی این کوچه به دنیا اومدیم،

توی این کوچه داریم پا می گیریم

یه روزم مثل پدربزرگ باید

تو همین کوچه ی بن بست بمیریم!

 

اما ما عاشق رودیم مگه نه؟

نمی تونیم پشت دیوار بمونیم!

ما یه عمر تشنه بودیم، مگه نه؟

نباید آیه ی حسرت بخونیم!

 

دست خستمو بگیر !

تا دیوار گلی رو خراب کنیم!

یه روزی هر روزی باشه، دیر و زود

می رسیم با هم به اون رود بزرگ!

تنای تشنمونو می زنیم به پاکی زلال رود ... "

 

ترانه بن بست اثر ترانه سرای بزرگ استاد " ایرج جنتی عطایی"

 

+ نوشته شده توسط دوستدار در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 18:25 |

 

شور عشق

 

عشق، شوري در نهاد ما نهاد   جان ما در بوته ي سودا نهاد

 

گفت و گويي در زبان ما فكند  جستجويي در درون ما نهاد

 

از خمستان جرعه اي بر خاك ريخت  جنبشي  در  آدم و حوا  نهاد

 

دم به دم در هر لباسي رخ نمود     لحظه لحظه جاي ديگر پا نهاد

 

چون نبود او را معين خانه اي    هر كجا جا ديد ، رخت آنجا نهاد

 

حسن را بر ديده ي خود جلوه داد   منتي  بر  عاشق  شيدا  نهاد

 

يك كرشمه كرد با خود ، آنچنانك    فتنه اي در پير و در برنا نهاد

 

تا  تماشاي  وصال  خود كند    نور خود در ديده ي بينا نهاد

 

تا  كمال  علم  او  ظاهر  شود    اين همه اسرار بر صحرا نهاد

 

شور و غوغايي برآمد از جهان   حسن او چون دست در يغما نهاد

 

چون در آن غوغا عراقي را بديد   نام  او  سر  دفتر  غوغا  نهاد

 

فخرالدین عراقی

 

شور عشق

+ نوشته شده توسط حکمت در سه شنبه دوم بهمن 1386 و ساعت 18:45 |
خدايا!
اگر هر كه را تو از انسان مي‌ستاني، خود جايش نمي‌نشستي، چه سخت بود بُِريدنها و از دست دادنها...
و اكنون چه حلاوت غريبي دارد اين رفتن‌ها و جايگزين شدنها!!!

<تو بمان در ازاء روان كردن همگان>
(سيد مهدي شجاعي)
 
+ نوشته شده توسط پر پرواز در سه شنبه دوم بهمن 1386 و ساعت 8:49 |
چه کسی را پیدا توان کرد که تو را در دل پیدا نتوان کرد؟
همه از هر دین و فرقه ای که باشند بر وجود تو صحّه می گذارند و به دل گرمی تو به مصاف حوادث و جریانات زندگی می روند.
حتی آن لائیک هم که به ظاهر خود را بی دین می پندارد، هنگامی که به اوج اضطرار و درماندگی می رسد، دست امید خود را به سوی تو دراز می کند و تو معنا کردی کریم بودن را آن هنگام که جوابش دادی همانند یک یار دیرین.
مرا قدرت وصف تو نباشد و منطقیان را دلیل سخن خود می دانم آن زمان که گفتند:توصیف محیط از محاط محال است.
و تو چه زیبا محاط بودن را به اثبات رساندی و من عاجز از محیط شدن بر تو.
به من گفتی : بگو او خدایی یکتاست. و من آن هنگام که عظمت و بزرگی ات را دیدم (نه به چشم ظاهر که دیدنت را به زیر خاک خواهد برد، بلکه چشم باطن) و از آوردن شریک برای تو بازماندم با صدای بلند گفتم: قُل هُوَ الله اَحَد.
به من گفتی : خدا بی نیاز است. نیازمندی من گواهی بود بر بی نیازی تو. زمین را با آن نظم فوق العاده و پیچیدگی خارق العاده به وجود آوردی تا مقدمه ی زندگی جاودانه ی من گردد، و من محتاج این مقدمه و تو خود اصل مطلب و بی نیاز ز مقدمه. و تو آفریدی آنچه را که نیاز من بود برای وارد شدن به جهانی دیگر و گفتی آنچه را که نیاز من بود برای نزدیک تر شدن به تو و دریغ از سر سوزن نیازی که در بارگاه تو موجود باشد. پس با یقین گفتم : الله الصَمَد.
بودنت در دلم را به قدری عزیز می دارم که نبودنت را نبودن خود می خواهم.
با من بمان و مگذار که بیرون روی از این دل!!!
+ نوشته شده توسط پر پرواز در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 8:27 |
Molananews.com





Powered by WebGozar

Click for تهران, Iran Forecast

<