تبليغاتX
گفتن آزاد

شعري براي جنگ

 

...

من از درون سينه خبر دارم

از خانه‌هاي خونين

از قصه عروسك خون‌آلود

از انفجار مغز سري كوچك

بر بالشي كه مملو روياست

                                ـروياي كودكانه شيرين‌ـ

 

از آن شب سياه

آن شب كه در غبار

مردي به روي جوي خيابان

                              خم بود

با چشم‌هاي سرخ و هراسان

دنبال دست ديگر خود مي‌گشت

باور كنيد

من با دو چشم مات خود ديدم

كه كودكي ز ترس خطر تند مي‌دويد

اما سري نداشت

لختي دگر به روي زمين غلتيد

و ساعتي دگر مردي خميده پشت و شتابان سر را به ترك‌بند دوچرخه

سوي مزار كودك خود مي‌برد

چيزي درون سينه او گم بود

...

شعر از مرحوم قيصر امين‌پور ( دزفول ـ اسفند ۵۹)

 

پي‌نوشت: دانش آموز عزيز، شعر پست قبلي آن قدر آشنا بود كه دليلي براي معرفي شاعر نديدم، ولي به روي چشم پست قبلي رو هم تصحيح كردم.

+ نوشته شده توسط فرشاد در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 12:22 |

 
چند این شب و خاموشی؟ وقت است که برخیزم            وین آتش خندان را با صبح برانگیزم
گر سوختنم باید، افروختنم باید                                  ای عشق بزن در من، کز شعله نپرهیزم
صد دشت شقایق چشم، در خون دلم دارد                     تا خود به کجا آخر با خاک در آمیزم
چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان                      صد زلزله برخیزد آنگاه که برخیزم
برخیزم و بگشایم بند از دل پر آتش                           وین سیل گدازان را از سینه فرو ریزم
چون گریه گلو گیرد از ابر فرو بارم                          چون خشم رخ افزود در صاعقه آویزم
ای سایه! سحر خیزان دلواپس خورشیدند                    زندان شب یلدا بگشایم و بگریزم
 

شعر از هوشنگ ابتهاج - (ه الف سایه)
طرح از توکا نیستانی
برگرفته از
وبلاگ زاویه
+ نوشته شده توسط مسافر در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 20:3 |
بنام روح اعظم کائنات

با سلام

از سخنان شمس بزرگوار:

مرا فرستاده اند چرا که :

- آن بنده نازنین ما ( مولانا) ،

 میان قوم ناهموار ، گرفتار است.

دریغ است که او را به زیان برند! 

+ نوشته شده توسط مهرطلب در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 18:34 |
 

به نام آنکه گفتن آزاد را حق انسان قرار داد

سلام

به مناسبت ۲۱ آذر سالروز تولد شاملوی بزرگ ٬ دوست قریبمان ‌‌‌‌٬ مسافری از مسافران کائنات ، پستی را در مجال بلاگر نویسانده است با عنوان سرود مردی که خودش را کشته است. جهت بهره مندی همه دوستدارانش به  جابجاییش اقدام می کنم ، امیدوارم همراهی مسافر را در این مجال لمس کنیم .

یا حق مدد


سرود مردی که خودش را کشته است




نه آبش دادم

نه دعائي خواندم،

خنجر به گلويش نهادم

و در احتضاري طولاني

او را كشتم.


به او گفتم:

.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دوستدار در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 17:37 |

نمي‌دانم پس از مرگم چه خواهد شد،

نمي‌خواهم بدانم كوزه‌گر از خاك اندام چه خواهد ساخت،

ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد،

بسازد سوتكي، تا كودكي گستاخ و بي‌پروا دم گرم و چموشش را بفشارد در آن بي‌هيچ فريادي و خواب مردگان مرده را آشفته‌تر سازد.

بدينسان بشكند يك دم سكوت مرگبارم را.(زنده ياد دکتر علی شريعتی)

 

سلام، فرشاد هستم. مي‌خوام بعد سالها پرسه در اينترنت و خواندن وبلاگ‌هاي ديگران برای اولين بار به همت يک دوست عزيز بنويسم. راحت، بدون تعارف و در مورد هر آنچه که می دانم. اميدوارم كمکم کنيد. 

پي‌نوشت: من عاشق دستكاري توي اشعار ديگرانم، در حقيقت اشعار رو آن گونه كه دوست دارم بازنويسي مي‌كنم. افتتاحيه اين گفتار نيز (با اجازه شاعر) از اين قاعده مستثني نيست.

+ نوشته شده توسط فرشاد در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 22:31 |

شاید بد نباشد یادی از روزهایی کرد که فراموش شدنی نیست ولی خیلی ها میلی به یاد آن ندارند. چطور می توان بیان کرد روزهایی را که هر صبح آن برای یک خانواده می توانست وداع آخرین باشد. همسر از بازگشت مرد خود اطمینان نداشت و مرد نیز همان. یادم نمی رود روزی را که طبق معمول هواپیماهای عراقی اهواز را نشانه رفته بودند و ما مهمانی از شهر دیگر داشتیم. و پدرم در آن شکستن شیشه ها و گریه بچه ها برای آنکه به آن غریبه در شهر ما دلداری بدهد دست در دست من به پشت بام رفتیم و من برای هواپیماهای عراقی دست تکان دادم! و عجیب حال نزار آن غریبه و استقامت آنانی که انگار برای این کار آفریده شده اند.

از چه بگویم ؟ از همسایه ای که تا دیروز مشتری دکان پدربزرگم بود و امروز موشکی مستقیماً و صرفاٌ به نیت فقط او روانه شده بود؟ از خوابیدن زیر میز از ترس آوار پس از موشک ، از شبی که شام عدسی داشتیم و سوخت و دیگر هیچ. از استقامتی به طول هشت سال و به عرض یک دنیا آسمان که عده ای فکر کردند که اگر از شهر خود، حتی زن و بچه خود را به بیرون ببرند نامردی است در حق آنانی که از این سو و آن سو برای نجات این شهر آمده اند . از بیگانگانی که رادیوهاشان را مکرر می شنیدیم و نامردی و نامردمی را به اعلا درجه رسانده بودند. و از خودیهایی که صد رحمت به همان بیگانه.  از دشمن بیرحم تا 5 کیلومتر آمده و از ترس نرسیدن گاز و مرگ از سرمای یک کودک 3 ساله. از مادری که چشمش که دلش برای دیدن برادر از رفته اش خشک شد و این یکی را مطمئنم یک عده اصلا درک نمی کنند. از پناه گاه هایی حیاط مدرسه و از بچه هایی که هر روز بکی شان در عم عزیری سیه پوش شده بود.

حرفهای شیک زدن و شنیدن کاری ندارد. تا صبح بخواهی حرفهای فانتزی همه پسند دارم برای گفتن و شنیدن. ولی  سربسته یک جمله و بس:

ناز پرورده تنعم نبرد راه بدوست

                                     عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

میدانم اینها برای بعضی ها بغضی است فرو خفته و برای بعضی یک سری حرفهای فکاهی که میشود براحتی دور ریخت یا حداکثر یک دل سیر به آن خندید.

ولی این کودک کوچک ، کودکی اش را در آن کوچه ها و هیاهوی امواج رادیوها و در نامردی نامردان و در نبود بعضی دوستان گم کرد. و این کودک ، حاضر است تمام دنیا را بدهد حتی کودکی گم شده اش را تا بعضی که نبودند یا متوجه نشدند که چه آمد بر سر عده ای ،

بفهمند . همین!

 

+ نوشته شده توسط کوچکترین دانش آموز در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 14:8 |

باسلام

خداوند سبحان در بخشی از آیه ( ۲ ) سوره نحل میفرماید:

" فرشتگان را با روح ( الهی ) به فرمانش به هر کس از بندگانش بخواهد نازل میکند ."

+ نوشته شده توسط مهرطلب در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 12:0 |

دوستان و همراهان گویا     سلام

با توجه به مشکلاتی که در طی طریق از مسیر سرور های قبلی پیش آمد به امید خدا از این به بعد در این آدرس با تمام قوا ادامه خواهیم داد .

مایلم در این مجال و حضور نسبت به معرفی یکی از فعالترین و با صفاترین مجال های مجازی عشق ورزی بپردازم . 

دوست عزیز نادیده ام مهدی خوب عاشقانه ای به پا کرده که گذر و نظر در آن را به همه اهالی دلستان پیشنهاد می نمایم.

پس از گذر از ارائه نظر درنگذر.

یا حق مدد 

+ نوشته شده توسط دوستدار در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 10:12 |
سلام

خوش آمدید.

دنبال مجالی وسیع تر بودیم. تا این لحظه به اینجا رسیده ایم. بلاگ اسپات ، بلاگ تک و حالا:

اینجا هستیم با گفتارهای تازه.

تا بعد...

+ نوشته شده توسط دوستدار در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 18:27 |
Molananews.com





Powered by WebGozar

Click for تهران, Iran Forecast

<